آقا پسري خيلي نازن
بعد از سه روز تعطيلي و يه مسافرت دوباره مامان رفت سر كار اولين روز كاري هميشه خيلي سخته و مامان همش به پسر خوشگل و ماهش فكر مي كنه .دلش يراي جوجوش تنگ مي شه .
آخه بهترين پسر روي زمينه... مامانش فداش بشه...
فكر كنم براي آقا پسري قند عسلي هم شنبه ها يه كم سخته.
تو اين چند روز به مامان و بابا و آقا پسري خيلي خوش گذشت. چون باباشون كار داشتن زودي برگشتن .آقا پسري توي راه بيشترش لالاييدن و اصلا اذيت نكردن.البته تو مسافرت يه كوچولو " ها پيچي " هم كردن ولي خيلي زياد نبود.
توي جشن عروسي هم مثل آقاها بودن.تو مهموني يه عروس خانوم خوشگل با يه عالمه عروس كوچولو بودن. همه ني ني ها عروس بودن ولي فقط يه دونه آقا داماد بودن. البته به آقاپسري از هر طرف پيشنهاداتي مي شد اما ايشون به هيچكي افتخار نمي دادن. آخه به قول بابا شون خيلي نازن ...
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


آقا پسري خيلي نازن
